![]() |
![]() |
|
| عشق و دوستی |
روح بيداربا روح بیدار صبح
با حرفهای آتشین
با مکتب نیستی
با سایه ی خیا ل
می آیم
با ترانه ی جدایی
با چشما ن هزار نگفته
با نفس غمگین
با خا طری آلوده
می روم
با حا ل بی حا لی
با تصوری شیرین
با گریه ی بی ریا
با تما م دل عا شق
می ما نم
با سلامی سبز
با قطره ای آبیبا معصومیتی سپیدبا حرارتی سرخ
می گیرم
می گیرم ترانه های بیداری سازهای رنگین بی رنگی را و با تماماحساس نیستی در خود گم می کنم.
آه که آه دلم عصیان کرده
امشب بند دلم گشوده شدقفل دلم شکسته شدبا زخم ترانه ایهر چه بود نیست شدامشب غم قرنها بر پشتم سوارزخم دلم ورم کردهعطر علفهای هرز از پشت حصار
ترانه ای آشنا صدايم می کندمن اينجا با سکوت و آدمک هاهستم و در خود نيستممانده ام در پشت سکوت سرد بوسه هامن از پشت صخره های زندانی[می آيم]رها گشته از دل تاريک ماتمنفس از دلگيری چشمه ی روان [می گيرم]شايد که اوج غرور خاکماينجا سرزمين قهر خورشيد و بی برگیوقت عصيان غم و جستن از حصار بی حصاریتشنه ام بی حرارت اشک بوسه هامی چکد خون آهم از نياز بی نيازیمحرم غنچه های خجالتی نو شکفته املطف ناچيزت غوغا کرده در بی محلیلاله های واژگون روييده اند با اشک دلچراغ شب بی تابی کرده از بی ماهیبه وقت ابتلا سخت می زنم درت راچون که هست،چشمانم نمی بينیگه ناله،گه آه،گه درد و زاریخون دل را در خرابات چشمانم نمی بينی؟اهر-مهر ۸۴
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یازان: KÖNLİ G@NLİ
A.SH.M.O |
| آرشیو موضوعی |
|
راز آفرینش ترانه های دلم انتقاد و محبوبیت نصیحت مفهوم و تعاريف عشق از دیدگاه بزرگان عاشقانه ها چرک نویس های یک دیوانه متفرقه حرف های زیبا از بزرگان زن انسان و جنسیت شعر و ادب مناسبت ها |
| پیوندها |
|
تنهاتر از تنها-وبلاگ خودم غریبی بد دردی هست عشق یک حادثه است ولی جدایی یک قانون بهشت گمشده حرفهای ناتمام دکتر شریعتی |