![]() |
![]() |
|
| عشق و دوستی |
|
تو خاکی يا ... تو ای بیگانه ی دلربا از حصار ها پلی زدی و دلم را چه زود بردی اما زود هم پس آوردی. نمی دانم چرا؟ شاید از اول هم مال تو نبود اما داده بودمش به تو و تو دو تا دل داشتی و من هیچ اما عاشق تر بودم.می دانی چرا؟ چون کسی را داشتم که... تو آمدی،غارت کردی و بردی اما انصاف نکردی.تو یاغی بودی و من نمی دانستم.وای به حال من. اگر هستی گرم ترین ناله های مرا بپذیر. تو که بودی؟؟؟ تو دل نداری. تو یک سایه ی مبهم اما فریبا از دلی. تو حتی مرام بی مرامی را هم نداری. تو فرشته ی مرگ هم نبودی. تو یک گنگ،یک ترانه ی گوشخراش یا یک جادو بودی اما هر چه بودی دلربا بودی اما در کار دل نبودی. هیچ وقت. هیچ وقت... برای چه... مرا برای چه سرزنش می کنی؟ برای نبودن. من هستم،در خود نیستم. قطره ی اشکم باش،این خاک را نیازیست برای بی نیازی.چه قدر زخم زبان می زنی. تو مگر از جنس من نیستی. اگر نیستی من هم مغرور ترین خاکم. پس تو را... تو را خاطر خاطره ها،تو را و دوستی،تو را و دل عاشق اگر هم فراموش می کنی کن اما رسوام مکن. تو چه غروری داری که پاپس نمی کشی ، مگر خاک نیستی. من دوست دارم دست خاک در دست آسمان باشد. دوست دارم با خاک پاک با آسمان وداع کنم. دوست دارم همه به احترام عشق زانو زنن. دوست دارم عاشق ترین باشم. با عشق تا قله های آسمان سفر می کنم. به اوج احساس ذهن پرواز می کنم. آنجا که کبوتری نیست. من غرامت از دلهای بی ریا می گیرم. نفس از فضای معصوم عشق می گیرم. عشق را معنی نمی کنم آنچه به این معنی،معنی می دهد همین غرق معنی شدن است. حکایت ما! کدامین قاصدک نزدت از ما بد گفت. می دانم کار شب است که ناله هایم را نزدت گفت. می بینی چه حکایت درازی است. شب با همه ی عمرش نتو نست همه را بگه. اونم نیست شد. منم شبنم یخ بسته،با نهایت فقر افتاده روی تن سبز برگ و از برای خود گریه کردن اشکی بیش ندارد. تبريز-آبان ۸۴
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یازان: KÖNLİ G@NLİ
A.SH.M.O |
| آرشیو موضوعی |
|
راز آفرینش ترانه های دلم انتقاد و محبوبیت نصیحت مفهوم و تعاريف عشق از دیدگاه بزرگان عاشقانه ها چرک نویس های یک دیوانه متفرقه حرف های زیبا از بزرگان زن انسان و جنسیت شعر و ادب مناسبت ها |
| پیوندها |
|
تنهاتر از تنها-وبلاگ خودم غریبی بد دردی هست عشق یک حادثه است ولی جدایی یک قانون بهشت گمشده حرفهای ناتمام دکتر شریعتی |